السيد موسى الشبيري الزنجاني
5713
كتاب النكاح ( فارسى )
اشكال اول : 1 - روايت مرسله است و لذا از جهت سند اعتبار ندارد . اشكال دوم : 2 - مراد از « مؤمن » در حديث معناى مرادف با « مسلم » است « 1 » چرا كه روايت از پيامبر ( ص ) نقل شده و ايمان به معناى خاص اصطلاح متأخرين است . لذا در روايت دلالت بر امرى زائد بر اسلام زوج نمىباشد اشكال سوم : 3 - همانطورى كه از صدر حديث و مثال ثمرهء درخت معلوم مىشود . پيامبر در مقام بيان حصر در مورد جواز نكاح ، و اينكه جواز نكاح چه فرضى است ، نمىباشند . بلكه آنچه از مجموع صدر و ذيل آن استفاده مىشود اين است كه حضرت در مقام ترغيب به ازدواج دختر هستند و شاهد آن نيز ذكر « بكارت » است چرا كه بالضرورة بكارت شرط در صحت عقد و جواز آن نمىباشد بلكه امرى است كه در مقام ترغيب و كمال عقد ذكر شده است . بنابراين ذكر ايمان و لو مراد از آن ايمان بالمعنى الأخص باشد نيز دلالت بر حصر جواز عقد در خصوص آن نمىكند بلكه ممكن است « ايمان » هم براى جهت ترغيب ذكر شده باشد و تزويج با غير مؤمن كراهت داشته يا اقلًا مورد ترغيب و استحباب نباشد . « 2 » 2 ) نقد و بررسى اشكالات صاحب مسالك به روايت فوق توسط استاد ( مد ظله ) به نظر ما فقط اشكال سوم شهيد ثانى اشكال درستى است و اما دو اشكال ديگر او تمام نمىباشد . اما اشكال سندى : روايت « المؤمنون بعضهم اكفاء بعض » به طريق صحيح در حديث ديگرى كه هم در خود كافى آمده و هم در كتب ديگر ذكر شده است وجود دارد و آن روايت معروف جويبر است : محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن مالك بن عطيّة عن
--> ( 1 ) البته شهيد ثانى احتمال ديگرى نيز در معناى « مؤمن » به اين صورت داده است : . . . أو المصدق بقلبه لما جاء النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم . ( 2 ) - مسالك الأفهام 7 / 402